روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
117
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
بعد كشتيهاى ونيز بدون آسيب و گزند و تأخير از آنجا بسوى ونيز رفتند . چنان كه گفتيم ناچار شديم كه همهء زمستان را در پرا بمانيم . چه نتوانستيم كشتى كه ما را ببرد بيابيم . سرانجام در آغاز مارس توانستيم كشتى كوچكى كرايه كنيم و اين كشتى را كه با نوزده جفت پارو ميرفت ، مرمت كرديم و براى اين سفر دشوار آمادهاش ساختيم و اين امر موجب هزينهء گزافى شد . ناخداى اين كشتى يكى « مسر نيكولا پيسانو » بود و ديگرى « مسر لورنزو ونزيانو » « 1 » . ما در عزيمت شتاب كرديم زيرا كه هنوز اميدوار بوديم كه تيمور را در قشلاق يا زمستانگاهش ( يعنى قراباغ ) ملاقات كنيم . پس اولين كشتى كه در آن بهار بسوى درياى سياه به راه افتاد همانا كشتى كوچك ما بود . در پنجشنبهء بيستم مارس سال 1404 كشتى كوچك ما آمادهء عزيمت شد . بعد از ظهر آن روز نزديك غروب بكشتى نشستيم و بهمراه ما چنان كه گفتيم نمايندهء تيمور ( كه مردى تاتار بود ) و تيمور او را بنزد پادشاه كاستيل فرستاده بود بكشتى نشست . آن شب كشتى تا ستونهايى كه تا پرا يك ميل فاصله دارند راه پيمود . در آنجا مانديم تا انبارهاى كشتى را با آب پر سازيم . جمعه يعنى فرداى آن روز بادبان برافراشتيم ( و تا ظهر ) از به سفر گذشته و وارد درياى سياه گشته بوديم . چون باد مساعد ميوزيد بهنگام غروب بار ديگر به « سكليو » رسيديم و آنجا مانديم . نيمشب به راه افتاديم و تا بعد از ظهر فردا بكنار جزيرهء فينوگيا رسيده بوديم . اين همان محلى بود كه در آن چنان كه گفتيم كشتى اول ما شكسته بود . درينجا بساحل نزديك نشديم و ( اندكى پس از ) غروب به جلو مصب رود « ساكاريا » « 2 » رسيديم . اين رود از خاك تركان به دريا سرازير مىشود . خواستيم تا شب را در بندرگاه بگذرانيم ، اما چون ديديم كه بندرگاه بسيار كمعمق و رفتن به آن خطرناك ، شب را در دريا گذرانديم و هوا نيز آرام بود . فرداى آن روز يعنى يكشنبه بهنگام غروب به بندرى در خاك تركان
--> ( 1 ) - Messer Lorenzo Veneziano , Messer Nicholas Pisano ( 2 ) - Sakaria